• غزل

    بیا یکـشب همه  دار  و  ندارم را، ببر  با  خــود

    ولی آغـوش سردم، گــرم بنـما تاسحر با خـود

    نمیگویم چرا بیمهری و قلب تو  از سنگ است

    بکن رحمـی برای عاشقانت  مختصـر با  خــود

    یهود هستی اگر، یا  گبر یا  هندو  و  یا تــرسا

    بـرای کیش و آئینـــت  بکن  فکر دگـــر با  خـود

    ترا من دوست میدارم به دنبال تو خواهم رفت

    مرا هر جای میخواهی بسازی همسفر باخود

    ترا آخــر به هــر نحوی که باشد رام  میسازم

    چرا بیهوده  داری فــکر و ذکــر بی ثمــر باخود

    ۲۵ می ۲۰۰۸

    نوشته شده توسط admin در ساعت 6:20 ب.ظ

  • 

    بدون پاسخ

    WP_Modern_Notepad
    • جزیره پزواز آشتیان گفت :

      سلام حسته نباشید

    • کاکه تيغون گفت :

      سرت سبز و دلت گرم و زبانت تازه تر بادا
      همين دم کآمدم ، گفتم که شعرت ، شير نر ، باخود

    • ظریفی گفت :

      سلام دارم !
      ولی!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      نیم آن دزد غارتگر چرا آیم به بردنها
      به آغوشت نه محتاجم برای دل سپردتها
      سحر گه در ترنم با نوای خویش می جوشم
      جوانم می ستیزم با شداید در نمردن ها
      بروی قلب سنگم آفتاب مهر می تابد
      قمار زندگی بس باختم در جوش بردنها
      بکیش و رسم آزادی که دین ومذهبم ننگ است
      نه هندویم نه تر سایم تو تسبیح شمردنها
      به من گر مهر میورزی نوایت بر تو ارزانی
      برو هر جا که میری من وتنهایی وخوردن ها
      منم آن توسن سر کش کسی رامم کجا داند
      خوشی در رزم وآزادیست نیم راضی بمردن ها
      حضرت ظریفی تامپره فنلاند

    • داود عرفان گفت :

      سلام دوست عزیز!
      تشکر از اینکه برایم فال حافظ گرفتید.اما من اگر چه فال نگرفته ام اما با زبان حال حضرت حافظ می گویم :
      گرچه راهی است پر از خوف و خطر
      هجرت از شهر کلاغان پلید
      و دران مرز توهم صدها
      مرغ عشق است که در دام شده است

      لیکن آیینه فردا گویاست
      که رسیدن به چکاوک زیباست
      و به دستان پر از مهر بهار
      وحشی فصل شتا رام شده است

    • حبیب غریبیار گفت :

      سلام هروی صاحب مهربان
      چی حال دارید؟

      ترا آخــر به هــر نحوی که باشد رام میسازم
      چرا بیهوده داری فــکر و ذکــر بی ثمــر باخود
      واقعا لذت بردم

    • شیده گفت :

      سلام استاد بزرگوار
      شعر را خواندم ولی صبح به قدری مریض بودم که نتوانستم نظر بدهم و الان آمدم
      شعر زیبایی بود مثل همه شعرهای قبلی تان
      شاد باشید

    • مرجان گفت :

      سلام استاد عزیز
      شعر زیبایی بود مرسی …
      گل یخ هم به روز شده ومنتظر شماست …
      تا بعد جاویدان باشی

    • زیوری ویژه گفت :

      سلام حضرت هروی صاحب

      خیلی خیلی معذورم ازتاخیر

      شماخوبیخی طوفان کردین

      نام خدابساردمسازبوداین شعرتان

      برقرارباشید
      درود

    • محمود گفت :

      نیستم سارق اما به چپاول مهرت بسی مجبورم
      اگر چه به جولانگه دزدان بود عـــبور و مرورم
      از مذهبم چـــــه میپرسی جانا وفایم را ببـــــین
      کز ناوک مـــژگانت ، افتیده به خاکم و صبورم
      ازبیم کرختی پیری در رسیدن به تو در ستیزم
      توسن سرکشم ، جوانم ، پرشــورم و شــرورم
      بیـــــتو گرمی تب میکشم از جوش هـــذیان ها
      هردم با توام لیکن به فرسنگ هااز تو دورم

    • م . ج گفت :

      سلام دوست گرامی
      زیبا تر از این نمیشود سرود موفق و موید باشید

    • م ساغر گفت :

      سلام استاد !
      امدم و غزل تان را خواندم از نظر تان تشکر . بلی تنبل شده ام اقرار میکنم و باید بکنم . اما به دوستان سر میزنم چون حق نمک شان را بر دیده دارم.
      دستان تان را میبوسم مرا بخاطر این همه تاخیر عفو کنید .

    • کریمه ملزم گفت :

      سلام برادر عزیز ! غزل سروده ی تان چقدر زیبا و عالی تصویر گردیده بلندای الحام شمارا باز گو میکند .توان مندی بیشتر شمارا تمنا دارم که دارید موفق باشید .

    • انجیلا پگاهی گفت :

      درود به شما،
      مثل همیشه غزل زیبای از طبع شاعرانه ِ تان ، از خوانشش حظ بردم ممنون،
      همچنان از حضور سبز شما عزیز هم

    • حسین رضایی گفت :

      سلام دوست عزیزم
      انشاالله که در پناه خداوند خوب باشی
      ویلاگتون عالی و جالب است
      اگر وقتی کردی به من سرکی کن
      من منتطر حضور سبزتان هستم
      فعلا یا علی
      بای

    • جهانمهر هروی گفت :

      رضایی عزیز سلام پیامگیر شما فعال نیود: باراول است که به شماآشنا میشوم و خیلی هم خوشحالم. شعر هایتان زیباستند و سبک مریم شوزیده را تعقیب میکنید. خواندم و لذت بردم. همیشه شاعر باشید.

    • حبیب غریبیار گفت :

      سلام هروی عزیز
      چی حال دارید؟خدا کند که صحت مند باشید

      غزلت را باز خواندم بسیار لذت بردم
      با دو شعر گونه آمده ام

      خدا حافظ

    • میران گفت :

      سلام ودرود به جناب جهانمر هروی.
      باعرض معذرت که دیرترآمدم. مثل همیشه زیبا است. شادوسلامت وسرافرازباشید.

    • حامد خاوری گفت :

      سلام هروی عزیز!
      خوشم آمد و خیلی کیف کردم.
      ترا آخــر به هــر نحوی که باشد رام میسازم
      چرا بیهوده داری فــکر و ذکــر بی ثمــر باخود
      از غزل تقدیمی تان یک دنیا سپاس. خدا شما را زنده داشته باشد. خیلی ممنون. راستی با ترجمه سه شعر از مایا انجلو به روز ام. بیایی.
      زنده باد نگاه هات!

    • شبنم گفت :

      استاد بزرگوار و پدر دوست داشتنی ! سلام های گرم های و پر حرارت مرا بپذیر . و خواهان خوشی و موفقیت شما هستم من به دست بوسی شما آمدم تا شما را از شعر گونه ی نو خود خبر سازم و هم متشکرم از رهنمایی های سودمند و پر از لطف شما خداوند شما را زنده و سلامت داشته باشد ممنون و سپاس گذار شما

    نظر خود را بگویید :

    لطفا" توجه کنید : بخش مدیریت نظرات فعال است و نظر شما بعد از بررسی توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.

پیوندها