• وقتیکه  آفتاب  شوم  ابر  میشوی

    آهوی دشت قلب تو ام ببر میشوی

    گویم اذان به اسم تو بر منبر سجود

    با فصل هر عقیده من گبر میشوی

    دردم فزونتر از هوس زندگانی است

    آغوش  میگشایی  مرا  قبر میشوی

    در حیرتم چرا تو بعد از این نشانه ها

    تعبیر یک بهشت و شب قدرمیشوی!

    پایانه های عمر من و باغ و بوستان

    احساس عمر دیگری و صبر میشوی

    ***

    یکبار هم که میشود اینرا به من بگو

    نا سازگار با دلم از  جبر میشوی؟؟

    نعمت الله تُرکانی

    21 سپتمبر 2013

    نوشته شده توسط admin در ساعت 7:39 ق.ظ

  • 

    نظر خود را بگویید :

    لطفا" توجه کنید : بخش مدیریت نظرات فعال است و نظر شما بعد از بررسی توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.

آخرین دیدگاه‌ها

پیوندها