•  

     برای شهدای یازدهم فبروی ۲۰۰۹ شهر کابل که توسط طالبان وحشت و جهالت بیگناه به قتل رسیدند. و با پوزش از دوستان که  این دیگر شعر نیست شعار است. هرگاه کمی و کاستی داشته باشد معذرتم را بپذیرید. چون با دنیای از اندوه بعد شنیدن اخبار سروده شده است.

     

    انتحاری

    این   انتـــحاری  خــــواب  پــریشان   اهریمن

    بــربادی  بهــــــار و  گل  و سبـــــزه   و چمن

    سرمــایه  شگفــته  ز توپ و  تفنــگ  و  مین

    کلــدار و دالــر و ین و  یورو  و هم تمــــن ( تومان)

    دارد مـــرام  کشتن انسان  و هـر چه هست

    بیـــزار است  از صفــای  دل گــــرم  انجمــن 

    شبح شقـــاوت است ؛ ندارد… خـدا  و  دیـن

    با   کودک است  دشمن و  با  پیر و مرد و زن

    از  زیر  بُوته    است ، ندارد … نســـــب  بدان

    جغرافیای  وحشت  و  رُعب  است او را  وطن

    دانــــم  که  تحتــــترین   جهـــنم   رود  چون

    فکـــــرش غم است  و روح بیانش مُستهـجن

    جهانمهر هروی

    ۱۱ فبروری ۲۰۰۹

     

    نوشته شده توسط admin در ساعت 6:47 ب.ظ

  • 

    بدون پاسخ

    WP_Modern_Notepad
    • شبنم گفت :

      سلام و هزاران درود بر شما استاد گرانمایه و عزیز امید در این ساعت اعلیک فرماید . و نیز مدتیست که کلبه ام بدون قدوم شما بی نور و روشایی است امید تشریف آوری شما را دارم امید از نظریات نیک تان مرا مستفید سازید

    • حدیث عشق گفت :

      استاد عزیز و گرام سلام و درود نثارت باد!
      شعر زیبایی بود که برگرفته از احساسات عمیق انسان دوستی و ملت نوازی شما و نشأت گرفته از ضمیر پاک یک افغان راستینی چون شما بود. خواندم هزاران لعنت بر آنعده جانیان پاکستانی فرستادم. در حقیقت همه خیانت ها و فساد های وحشیان پاکستان هست. من به کمال یقین برایت میگویم که هیچ افغانی ولو هر قدر پست باشد، جرئت نمیتواند تا هموطنان بیگناه خود را با چنین حالتی انتحار کند چنانچه در گذشته ها، هیچگاهی چنین تکرار نشده بود، اما امروز جانیان پاکستان و باداران غزبی اش به خاطر برهم زدن امنیت در افغانستان و سوءاستفاده از چنین حالات دست به انجام چنین انتحارات و اعمال وحشیانه و ضد انسانیت می زنند. به هر حال احساس نیکویت را می پرستم و سلامتی تمام برایت تمنا دارم.
      شاد و کامگار زی مهربانم!!!

    • م.ع.یوسفی گفت :

      سلام استاد گرامی!

      بجا و زیبا نوشتید و راستی هم امروز قلب همه ی هموطنان ما چه در داخل و یا بیرون از افغانستان یکبار دیگر بخاطر این حادثه خونین جریحه دار شد.
      به این احساس پاک تان بخاطر مردم بیچاره و بیگناه کابل که امروز از طرف قاتلان مردم بیدفاع وطن در خون آتش بسر برده اند آفرین گفته و برای مردم کشور صلح و آرام همیشگی آرزو میکنم. خداوند دشمنان مردم ما را نابود سازد آمین.

      آباد باشید

    • م ساغر گفت :

      دورد بر شما بزرگوار
      من امدم تا فقط بخاطر حادثه جانگداز امروز تسلیت عرض کنم اما با شعر تان سر خوردم و بدل نشست. نظر انروزم را فراموش کنید و ان را بگذارید پای سر درگمی های روزگارم.

    • آرزو گفت :

      استاد گرامی ، آقای هروی محترم سلام: بار دیگر ملت را به عزا نشاندند و دلهای مردم ستمدیده مان را ، دغدارتر کردند . بسیار ناراحتم و نمیدانم چه بنویسم که تنفرم را نسبت به این جانیان ابراز کنم . سرودۀ با احساس تان راخواندم و درود بر قلم توانای تان که همیشه درد ملت مان را فریاد میزنید که این در نوع خود مشتی است بر دهان دشمنان ملت و وطن عزیز مان. شما را پایدار و سالم میخواهم . تشکر میکنم از حضور پر مهر تان در شعر گونه ها. با ارادت آرزو

    • کاکه تیغون گفت :

      سلام
      غم انگیز است دیدن و شنیدن چنین حادثات.
      خداوند از هرچه بیشتر عقل را به سراغ ما بفرستد.

    • اندیشه گفت :

      با سلام
      با اجاره لینک شما را در وبلاگ گذاشتم

    • پسر افغان گفت :

      سلام استاد محترم احساسات پاکتان نسبت به وطن قابل قدر است
      خوشحالم که وطن دوست هستید
      دریاره اشکالات ممنون اما زبان عربی با دری کمی تفاوت دارد
      ممنون از شما موفق باشید

    • مریم شهرتاش گفت :

      درود
      راستی که حادثة وحشتناکی بود.
      تشکر از شما که در این مورد همچو شعر زیبایی را به نگارش در آوردید.

    • اندیشه گفت :

      دوست بسیار عزیزم آقای جهانمهر هروی
      ممنون از اظهار نظرتان که در وبلاگ نوشتید. من پاسخی را برای شما نوشتم و امیدوارم تازه آغاز این بحث باشد. پیشنهاد می کنم اگر مایل به ادامه گفتگو باشید شما می توانید در وبلاگ خودتان مفصلاً به آن بحث بپردازید و من در آن یکی خواهم نوشت و پاسخ های شما را از وبلاگ شما گرفته و در آنجا درج می کنم و شما نیز می توانید چنین کنید یا به هر شکل ذیگری که مایل باشید.
      با تشکر از لطف شما
      خوشحالم از اینکه با شما و وبلاگ ارزشمندتان آشنا شدم
      شاهین

    • علی رضا گفت :

      من علی رضا پسر ۲۳ ساله از نوادگان بلخی عزیز یک بنده خاکی

      که در آلمان در یک خانوادۀ الحمدالله مذهبی به دنیا آمده ام ،

      منتظر پیامهایتان نه برای خودم بلکه برای تسلای روح جدم بلخی

      هستم.ببینیم چند نفر از این لحظه به بعد فقط در مورد ظلم به ۲۲

      دختر سرپلی پیام ویا پیشنهاد مینویسد.از این لحظه تمام پیامهای

      این بخش پاک می شود و فقط پیامهای ظلم به اطفال افغان باقی

      خواهد ماند.بیاییم غیرت خود را امتحان کنیم.

    • علی رضا گفت :

      سلام برادر
      ما غیر از درد دیدن ودرد کشیدن کاری دیگری مثل آرامش و تربیت نیروی فرهنگی و …
      که نداری باید درد بکشیم چون پدران ما هم درد کشیدند
      موفق باشید

    • ن.سبزیکاری گفت :

      $$$$$$$$$$$$$$
      ____________$$

      _____$$$
      _____$$$
      _____$$$
      _____$$$
      _____$$$
      _____$$$____$$
      _____$$$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
      _________________________$$$$___$$
      ________________$$$$$$__________$$
      __________________$$____________$$
      ________________________________$$
      ________________________________$$
      ________________________________$$
      ________________________________$$

    نظر خود را بگویید :

    لطفا" توجه کنید : بخش مدیریت نظرات فعال است و نظر شما بعد از بررسی توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.

پیوندها