• غزل

    شــامی  که درد هــای  مـرا  بیشــمار کرد

    با  یک ضریب، عــمــر  مـــــرا  اختصار  کرد

    تاریک شــد جهــان  ره و بیراهه مــثل هم

    ابلــیس خــانه  در هـمه  گوش و کنار  کرد

    از  انتحـــار  سنگ  درین  بیستون  هــــمه

    فــرهاد را به تیشــه ی غــم  شرمسار کرد

    با شیوه ی که  خـــون دلـم میخوری همه

    نه  تاجک و  نه تُرک نه  روس  و  تتار کرد

    یک روز  کعبه  روز  دیگر  سوی صـــومعـه

    رنگبازی   تو   باز    مـــرا  شرمسار  کرد

    من نیستــم چنانکه تو خـواهی  عزیز من!

    اینرا چه کـس برای تو قــول و  قـــرار کرد؟

    یارب شکایت از کی کنم بخت من بد است

    برمـــن هـرآنچه کـــرد همـه  دست یار کرد

    جهانمهر هروی

    2008-12-09

    نوشته شده توسط admin در ساعت 9:06 ب.ظ

  • 

    بدون پاسخ

    WP_Modern_Notepad
    • رستم گفت :

      هروی صاحب سلام
      امید که در پناه ایزد یکتا خودت همراه فامیل گلت صحتمند بوده باشید
      همانند همیشه این هم زیبا بود
      تازه ترین مطلبم را برایت روان نمودم
      مطالب جدید یکی پیرامون حزب افغان ملت و دیگری جفا های ایران در حق بیماران صعب العلاج افغانی بزودی به دسترست گذاشته خواد شد
      موفق و کامکار باشی برادر قندم

    • حدیث عشق گفت :

      استاد مهربان و عزیزم سلام!
      خوشحالم از اینکه اولین بازدید کننده ی این غزل زیبا و قشنگ هستم. باور کن که وقتی خواندمش ، برخلاف اوقات دیگر ، یک احساس خاصی در درونم پیدا شد که نمیدانم چه گونه برایت تعریف کنم فققط همین قدر میگویم که غزل زیبایت بیانگر هنر و استعداد هنرافرین تو گرانقدر است که صحتمندی و سلامتی وجود نازنین ات آرزوی همیشه گی بنده است. در ضمن قلم توانایت را تواناتر و پر بار تر تمنا دارم.
      من هم با غزلکی تازه در انتظار تان قرار دارم. شاد زی و سربلند!!!

    • محمد زرگرپور گفت :

      سلام استاد ! امیدوارم که شاد و سبز باشید ، استاد از قدیم ها می گفته اند ( من از بیگانگان هرگز ننالم ) تمام مشلات را آشنا ببار می آورد و…. استاد ! سروده روایت که از چاپ مجموعه آوای باران باز ماند یعنی سانسور شد اینک در وب درج کرد م موفق باشید.

    • جهانمهر هروی گفت :

      سائس عزیز!
      از پیام خصوصی ات تشکر چنان کردم که تو عزیز گفتی سلیقه ات مورد پسندم واقع شد. موفق باشی عزیزم.

    • آ گفت :

      استاد گرامی سلام: غزل زیبای تان ، از هرنظری بدلم نشست و از قدیم گفته اند: آنچه از دل بر خیزد ، لاجرم بر دل نشیند. با ارادت آرزو

    • حدیث عشق گفت :

      استاد عزیز سلام!
      به امید اینکه با لباس عافیت ملبس باشید، “افتخار عشق” در “حدیث عشق” منتظر حضور گرامی تان هست. حضور پر مهرتان سبز باد!!!
      ارادتمند؛ سائس

    • زریر گفت :

      سلام حضور استاد عالیقدر و گرانمایه!
      بر زیبا سروده هایتان این یکی هم افزود گردید که مارا سخت گرویده شعر و غزل خویش نموده اید. از دل دردمند و طغیان انقلاب آن بخوبی می آیم زیرا ما هردو درد رسیده هستیم و بیک شلاق ستم کوبیده شده ایم پس آنچه را قلم توانمند تان اینجا بخامه میگیرد بر دل و جان من مینشیند و آن را ستوده تکریمش میکنم.
      درود فراوان بر شما باد من ارسالی تان را دوباره خدمت فرستادم حتماً دریافت داشته اید.
      موفقیت های شما را آرزومندم

    • حصیف گفت :

      سلام
      وبلاگ تازه ( انگلیسی) ام به روز است
      تشکر

    • رستم گفت :

      سلام
      مطلبت را در افغان موج خواندم بسیار عمیق بیان داشتید
      تا هنوز در تهران بامیه بدست افغانها کشت میشود و هنوز ایرانی ها نمیدانند چگونه از آن غذا تهیه نمایند طوری که چندین ایرانی از مادرم پرسان نموده که چطور غذا درست میشه
      به هر صورت موفق باشی

    • حدیث عشق گفت :

      استاد محترم سلام!
      تشکر از پیام زیبایت ، آنچه اشاره فرموده بودید، تطبیق گردید و اما در مورد “بهار” آن نقطۀ اضافی نیست بلکه علامت “کسره” است که حرف “ب” را مکسور ساخته و “بــِهار” به معنای “بتکده و بتخانه یا کلیسا” میباشد. که باز هم به خاطر جلوگیری از ابهام خواننده، علامت کسره را حذف کردم و اما باید واژۀ “بهار” را با “ب مکسور” بخوانیم نه مفتوح.
      باز هم از انتقادات و نظرات ارزشمند تان سپاسگذارم. شاد و سرفراز میخواهمت استاد مهربانم!!!

    • شیوا گفت :

      سلام بر شما شاعر افغان زمین
      شعر زیبایتان را خواندم لذت بردم
      احسنت بر احساس وقلم توانای شما
      امیدوارم به ما هم سری بزنید

    • سلیمان دیدار شفیعی گفت :

      سلام استاد !
      یارب شکایت از کی کنم بخت من بد است
      اینکه می گویند دلها به هم راه دارند، حق است.
      من گفتم:
      لعنت به بخت بد که در وصف ذات تو
      علم بدیع و بدعت ما بی اثر شود

      مضمون جداست، اما بیان نزدیک هم.
      منتظرم استاد بزرگوار

    نظر خود را بگویید :

    لطفا" توجه کنید : بخش مدیریت نظرات فعال است و نظر شما بعد از بررسی توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.

پیوندها